تبليغاتX
دفتر شعر

دفتر شعر

حرف دل من

ترکه داشته ميمرده به پسرش ميگه به مردم بگو ايدز داشتم! پسره ميگه چرا؟ ترکه ميگه : هم بيماري با کلاسيه ' هم بعد از من کسي ننتو نميگيره
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:4  توسط عامرخوری  | 

دختري با ظاهري ساده از خيابان آفريقا (جردن) تهران مي گذشت که پسري در پياده رو به او گفت «چطوري سبيلو ؟» دخترخونسرد، تبسمي کرد و جواب داد «وقتي تو ابرو بر مي داري ، مو رنگ مي کني و گوشواره ميندازي، من سبيل مي زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:2  توسط عامرخوری  | 

چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم، اين رو برام سند كن! يا اين پيغام رو براي همه دوست هاي خوبت بفرست . ببين چند تاش به خودت برمي گرده! اگه 7تاش بهت برگشت، بدون دوست داشتني هستي
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:12  توسط عامرخوری  | 

آرزوي حيوانات مختلف: آرزوي جوجه تيغي (بغلش کني ) آرزوي پاندا ( عکس رنگي بگيره ) آرزوي گوسفند ( صندلي جلوي وانت بشينه ) آرزوي خر ( نميگم داغ دلت تازه نشه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 21:58  توسط عامرخوری  | 

لحظه ای می رسد که ستارگان با شب وداع می کنن ،لحظه ای می رسد که پرندگان با آشیانه های خود وداع می کننند ،لحظه ای می رسد که روحم با چشمانم وداع می کند ، تنها چیزی که با من وداع نخواهد کرد یاد توست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 21:57  توسط عامرخوری  | 

هیچ كس اشكی برای ما نریخت هر كه با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 17:42  توسط عامرخوری  | 

به این وبلاگ مراجعه کنیدwww.benamejavani.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:23  توسط عامرخوری  | 

ادب کمال آدمی است دروغ موجب فرو میگی است حق بالاتر از قانون است دل شکستن بدترین شکستن است
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 3:15  توسط عامرخوری  | 

ای دوست مرا باک خجالت دادی ازبس که به مهر خویش عادت دادی شرمنده ام از آن همه ایثار وکرم دل بردی وعشق بی نهایت دادی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 3:14  توسط عامرخوری  | 

نا خواسته غربت نشین شدیم تا که غریبی آموختیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 3:10  توسط عامرخوری  |